مثل من ... مثل يك بارگران بر دوشم مثل باران شديدي كه دلت مي گيرد مثل احساس كبوتر كه
Posted 05-19-2010 at 05:10 PM by fereshte
مثل يك بارگران بر دوشم مثل باران شديدي كه دلت مي گيرد
مثل احساس كبوتر كه رهايي خواهد
مثل يك مسافر سر در گم
مثل يك لحظه كه انگار نفس مي گيرد
مثل تنهايي فردي در جمع
مثل ويراني دل
مثل رگبار دعا بر لبها
كه ندارد حاصل
مثل آن لحظه كه در مي يابي
كه چقدر تنهائي
و چقدر دلگير است
طعم آن غربت با خود بودن
و چه مظلومانه،
از خدا مي خواهي
آنچه در قلب تو،
مي جوشد
و صداي
حافظ
ماندگار است در خلوت من
من و او
و خدا
و تمام لحظایت با هم
گله و اشك و دعا
و اميد ،
و دل ساده من ...
مثل احساس كبوتر كه رهايي خواهد
مثل يك مسافر سر در گم
مثل يك لحظه كه انگار نفس مي گيرد
مثل تنهايي فردي در جمع
مثل ويراني دل
مثل رگبار دعا بر لبها
كه ندارد حاصل
مثل آن لحظه كه در مي يابي
كه چقدر تنهائي
و چقدر دلگير است
طعم آن غربت با خود بودن
و چه مظلومانه،
از خدا مي خواهي
آنچه در قلب تو،
مي جوشد
و صداي
حافظ
ماندگار است در خلوت من
من و او
و خدا
و تمام لحظایت با هم
گله و اشك و دعا
و اميد ،
و دل ساده من ...
Total Comments 0















