<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>

<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
	<channel>
		<title>کلوب آموزش ایرانیان - سینمای ایران</title>
		<link>http://forum.iecloob.com/</link>
		<description />
		<language>fa</language>
		<lastBuildDate>Mon, 06 Sep 2010 17:05:30 GMT</lastBuildDate>
		<generator>vBulletin</generator>
		<ttl>5</ttl>
		<image>
			<url>http://forum.iecloob.com/{IF}/misc/rss.jpg</url>
			<title>کلوب آموزش ایرانیان - سینمای ایران</title>
			<link>http://forum.iecloob.com/</link>
		</image>
		<item>
			<title>گفتگو با امير‌حسين رستمي، بازيگر سريال «نون و ريحون»</title>
			<link>http://forum.iecloob.com/thread44303.html</link>
			<pubDate>Thu, 26 Aug 2010 22:04:24 GMT</pubDate>
			<description>*نقش من را كمتر كنید!* 
 *امیرحسین رستمی را همه با نقش  «شكور» شمس العماره به یاد می...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><b>نقش من را كمتر كنید!</b><br />
 <b>امیرحسین رستمی را همه با نقش  «شكور» شمس العماره به یاد می آورند اما اگر كمی بیشتر كارنامه كاری او را نگاه  كنید، متوجه می شوید كه او پیش از این هم در عرصه بازیگری فعال بوده و نقش شكور  تنها باعث شهرت بیشتر این بازیگر جوان شد. حال او در ادامه توانایی های خود در این  حیطه، بازی جالب و متفاوتی را با رگه هایی از طنز در مجموعه «نون و ریحون» به نمایش  گذاشته است. او با نقش «عباس» در این مجموعه توانسته ثابت كند كه می تواند در  موقعیت كمدی یك مجموعه هم متفاوت تر از گذشته ظاهر شود.</b><br />
 <b>نون و ریحون نشان داده كه زیاد به  حرف مردم توجه ندارد و در حال حركت در راهی است كه درست است و تلاش برای تغییر  سلیقه مردم را نیز دارد.</b><br />
 <b>درست است. الان خدا را شكر در این  سریال ما این مسئله را به خوبی می بینیم. فرزاد موتمن به صورتی نقش ها را چیده كه  این زیادی دیده شدن نقش ها در آن به حداقل رسیده است. البته گاهی این هماهنگی ها به  دلیل اینكه من همزمان در دو جا بازی می كنم به هم می خورد و من را به بهانه خرید یا  مسائل دیگر در مجموع یكی، دو قسمت كار نمی بینید. یعنی مثلا به داخل یك انباری می  روم و خودم را زندانی می كنم. ولی این مسئله خدا رو شكر تا الان مشكلی برای هیچ  كدام از كارها ایجاد نكرده است.</b><br />
 <b>این كمتر بودن حضورتان در نقش عباس  نكته منفی نیست؟</b><br />
 <b>اصلا. من خودم به شدت از این اتفاق  راضیم. البته ما نمی خواهیم مثل سریال شمس العماره و شكور عدم حضور عباس به سه یا  چهار قسمت برسد ولی مثلا در یك نیمه سریال نیست. یعنی یك نیمه و تا قبل از پخش پیام  های بازرگانی معمول او را نمی بینید ولی از نیمه دوم به بعد او حضور دارد. در مجموع  ما سعی كردیم در این كار حضور اضافی و بی خودی هر نقش حتی عباس كه كاراكتر اصلی است  را به حداقل برسانیم كه برخی از این عدم حضور ها خواسته و برخی نیز همانطور كه  توضیح دادم به دلیل سنگینی كار دیگرم گاهی ناخواسته اتفاق می افتاد و خدا را شكر هم  آقای موتمن و هم آقای نعمتی با این اندازه حضور مشكلی ندارند و دقیقا مثل من فكر می  كنند.</b><br />
 <b>درخواست تو از عباس نعمتی فیلمنامه  نویس سریال برای این نقش چه بود؟</b><br />
 <b>تنها درخواست من این بود كه عباس  «شكور دوم» نباشد و خوشبختانه آقای نعمتی به خوبی این نكته را درك كرد. چون اگر  قرار بود عباس، شكور باشد من این نقش را نمی پذیرفتم. پیشنهاد اول تمام سریال های  عید امسال و حتی سریال های روتینی كه امسال ساخته شد من بودم. حتی قرار بود كه  سریالی را با مجید صالحی كار كنم كه بعد از دو ساعت ونیم بحث با مجید به دلیل اینكه  احساس كردم، این نقش یك شكور دیگر است قبول نكردم كه هنوز هم مجید به این خاطر از  من دلگیر است. من حتی به او گفتم كه اگر نقش را تغییر دهد تا به آن شكل نباشد باز  هم حاضرم برایش بازی كنم. چون به شدت به این معتقدم كه شكور یك نقشی بود كه تمام شد  و رفت و دیگر حاضر به تكرار آن نیستم. جالبه كه حتی به صورت جدی قرار بود سریال  شكور را بسازند كه جریانش حول محور او بعد از ازدواج می چرخید و ماجراهایش را روایت  می كرد. من با این مسئله مشكلی نداشتم و حتی از آن استقبال و حمایت هم كردم به دلیل  اینكه ما دوباره خود شخصیت شكور را داشتیم نه شخصیتی كپی شده از روی آن. من با بازی  مجدد در نقش خود شكور با حضور خانواده اش مشكلی نداشتم ولی احساس می كنم بازی در  نقش كپی او با یك اسم دیگر و در یك فضای دیگر یك نوع دهن كجی و توهین هم به خودم هم  به مردم است.</b></div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.iecloob.com/forum36.html">سینمای ایران</category>
			<dc:creator>Melina</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.iecloob.com/thread44303.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>گالری عکسهای الناز شاکر دوست</title>
			<link>http://forum.iecloob.com/thread44097.html</link>
			<pubDate>Wed, 25 Aug 2010 13:31:35 GMT</pubDate>
			<description>تصویر: http://picpersian.com/wp-content/uploads/2010/04/433.jpg   
 
تصویر: http://picpersian.com/wp-content/uploads/2010/04/339.jpg</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><img style="max-width: 400px; cursor: pointer;" onclick="window.open(this.src)"  src="http://picpersian.com/wp-content/uploads/2010/04/433.jpg" border="0" alt="" /> <br />
<br />
<img style="max-width: 400px; cursor: pointer;" onclick="window.open(this.src)"  src="http://picpersian.com/wp-content/uploads/2010/04/339.jpg" border="0" alt="" /></div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.iecloob.com/forum36.html">سینمای ایران</category>
			<dc:creator>sunset</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.iecloob.com/thread44097.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>رکود سینماها در ماه رمضان</title>
			<link>http://forum.iecloob.com/thread44063.html</link>
			<pubDate>Wed, 25 Aug 2010 09:02:13 GMT</pubDate>
			<description><![CDATA[فرهنگ > سینما - «پسر آدم دختر حوا» به کارگردانی رامبد جوان در روزهایی که سینمای...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>فرهنگ &gt; سینما - «پسر آدم دختر حوا» به کارگردانی رامبد جوان در روزهایی که سینمای ایران با افت فروش جدی مواجه است بالاترین میزان فروش را نسبت به سایر فیلم​های سینمایی دارد.<br />
به گزارش خبرآنلاین، شش فیلم سینمایی این روزها در سینماهای تهران روی پرده هستند که از میان آن​ها «صبح روز هفتم» به کارگردانی مسعود اطیابی با بیشترین میزان مشکل در جریان نمایش عمومی روبرو است.<br />
وضعیت فروش این فیلم به گونه​ای است که اطیابی درخواست خارج کردن این فیلم از میان آثار روی پرده را مطرح کرده و در آخرین گفت‌و‌گویی که در این زمینه داشته از مسئولان در شورای صنفی نمایش خواسته با خروج فیلم از میان کارهای روی پرده موافقت کرده و زمان اکران آن را به فرصت مناسب​تری موکول کنند.<br />
این فیلم سینمایی با بازی شهرام حقیقت​دوست در نقش اصلی ماجرای مردی است که هر روز صبح با امید روبرو شدن با روزی جدید از خواب بیدار می​شود، اما هر روز با تکرار روز قبلی است. «صبح روز هفتم»​ از چهارشنبه هفته گذشته روی پرده آمده و در مدت زمان چهار روز نمایش در 11 سالن سینما 7/2 میلیون تومان فروخته است.<br />
«پسر آدم دختر حوا» با بازی دو مهناز افشار و حامد کمیلی در نقش​های اصلی داستان درگیری یک زوج است. رامبد جوان این فیلم را بعد از تجربه کارگردانی «اسپاگتی در هشت دقیقه» ساخته و در این فیلم نیز مانند اثر قبلی​اش رویکردی کمدی را در پیش روی خود قرار داده است.<br />
کمدی فیلم جوان نسبت به دیگر فیلم​های کمدی سال​های اخیر نسبتاً متفاوت به نظر می​رسد که همین مسئله موجب شده در شرایطی که کمتر کسی به سینما می​رود و سالن​​ها با افت قابل توجه تماشاگر روبرو شده​اند با استقبال مواجه شود.<br />
این فیلم سینمایی در مدت زمان 39 روز اکران در 26 سالن سینما 730 میلیون تومان فروش داشته است.<br />
«افراطی​ها» به کارگردانی جهانگیر جهانگیری که تلاش کرده با شباهت بازیگران و عنوان خود مخاطبان را به سالن سینما بکشاند، هرچند به فروش میلیاردی نرسید، اما در روزهای کم رونق سینما چندان هم بد نمی​فروشد. این فیلم در 39 روز اکران در 29 سالن سینما 640 میلیون تومان فروخته است.<br />
این فیلم با بازی اکبر عبدی، فتحعلی اویسی، مریم امیرجلالی و ارژنگ امیرفضلی داستان بازگشت یک زندانی آزاد شده به محل زندگی خود است.<br />
«مقلد شیطان»​ به کارگردانی افشین صادقی بعد از سه سال انتظار برای نمایش عمومی بالاخره این روزها روی پرده سینما رفته است؛ فیلمی که به دلیل فروش پایین آن در سینمای سرگروه فیلم «شیر و عسل» به صورت همزمان با آن به نمایش عمومی در​می​آید. این فیلم که داستانی پلیسی دارد در هشت سینما روی پرده است و در مدت 18 روز نمایش 37 میلیون تومان فروخته است.<br />
اصغر همت و شقایق فراهانی از جمله بازیگران این فیلم سینمایی هستند.<br />
«چهل سالگی» ساخته علیرضا رئیسیان که براساس کتابی به همین نام نوشته ناهید طباطبایی ساخته شده، در مدت 46 روز اکران در 15 سینما 460 میلیون تومان فروخته است.<br />
این فیلم با بازی لیلا حاتمی و محمدرضا فروتن در نقش​های اصلی داستان تحولات روحی زنی در آستانه چهل سالگی است.<br />
«ناسپاس» به کارگردانی حسن هدایت دیگر فیلمی است که این روزها روی پرده است. این فیلم با داستان تاریخی​اش چندان مورد استقبال تماشاگران قرار نگرفته است. فروش «ناسپاس»​با بازی الناز شاکردوست و پوریا پورسرخ در مدت 18 روز در هفت سینما به 46 میلیون تومان رسیده است.</div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.iecloob.com/forum36.html">سینمای ایران</category>
			<dc:creator>niloofar</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.iecloob.com/thread44063.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>مهین شهابی درگذشت</title>
			<link>http://forum.iecloob.com/thread43744.html</link>
			<pubDate>Mon, 23 Aug 2010 10:29:44 GMT</pubDate>
			<description>تصویر: http://media.farsnews.com/Media/8901/Images/jpg/A0833/A0833661.jpg  (http://forum.iecloob.com)مهین شهابی ، بازیگر...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><a href="http://forum.iecloob.com" target="_blank"><img style="max-width: 400px; cursor: pointer;" onclick="window.open(this.src)"  src="http://media.farsnews.com/Media/8901/Images/jpg/A0833/A0833661.jpg" border="0" alt="" /></a>مهین شهابی ، بازیگر پیشکسوت سینما تلویزیون و تئاتر به علت تومور مغزی درگذشت .<br />
 کاظمی مدیر پرستاری بیمارستان پارس به  خبرنگار واحد مرکزی خبر گفت : وی از 19 فروردین امسال با تشخیص بیماری  سرطان بستری شد و مدت 4 ماه در کما بود و دیشب به علت افت علائم حیاتی  درگذشت .<br />
  <br />
 وی افزود : همه هزینه های درمان خانم شهابی را صدا وسیما پرداخت کرده است.<br />
  <br />
 مهین نیک طبع مشهور به مهین شهابی در سال 1315 در تهران به دنیا آمد. <br />
  <br />
 وی بازیگری را در گروه اسکوئی ها که  تازه به ایران آمده بودند فراگرفت و سپس به دعوت رئیس وقت اداره دراماتیک  به آنجا رفت که بعد از بازی در چند نمایشنامه استخدام رسمی وزارت فرهنگ -  هنر آن زمان شد .<br />
  <br />
 او در صدها پیش صحنه در تئاتر سنگلج و  تلویزیون بازی کرد و درفیلم هایی همچون«گاو» ، به عنوان بازیگر حضور داشت و  بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز در فیلم های بسیاری همچون: «شیلات» ،  «مزدوران» ، «مأموریت» ، «پنجره» ، «روز دیدار» ، «شهر لاجوردی» ، «بگذار  زندگی کنم» و «گل مریم» ایفای نقش کرد.</div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.iecloob.com/forum36.html">سینمای ایران</category>
			<dc:creator>Mrs.ostooreh</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.iecloob.com/thread43744.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>هنگامه قاضیانی از فیلم «بیداری رویاها» و نقش «رخشانه» می‌گوید</title>
			<link>http://forum.iecloob.com/thread43544.html</link>
			<pubDate>Fri, 20 Aug 2010 08:08:00 GMT</pubDate>
			<description>تصویر: http://www.seemorgh.com/DesktopModules/iContent2/Files/70359.jpg  
من نمی‌توانم الان قطعا جواب بدهم اما...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><img style="max-width: 400px; cursor: pointer;" onclick="window.open(this.src)"  src="http://www.seemorgh.com/DesktopModules/iContent2/Files/70359.jpg" border="0" alt="" /><br />
من نمی‌توانم الان قطعا جواب بدهم اما بابت چهل سال عمرم تاوان دادم و این کار دشواری است و اگر یک روزی مجبور باشم نقشه راهم را عوض کنم، بازیگری سینما را ترک می‌کنم، می‌روم...<font face="Tahoma"><br />
<font face="Tahoma"><b>ده روز طول کشید تا رخشانه را کنار بگذارم <br />
</b><font color="#800000">«بیداری رویاها» با انگشت گذاشتن روی موضوعی حساس بعضی از واقعیت‌های دفاع مقدس را به تصویر می‌کشد</font></font><br />
<font face="Tahoma"><b>«هنگامه قاضیانی»</b> یکی دیگر از بازیگران تئاتری است که سینمای ایران او را خیلی دیر کشف کرد اما او هم مثل خیلی از تئاتری‌های دیگر با اولین فرصت جدی که در سینما به دست آورد. در <b>«به همین سادگی»</b> توانست موقعیت خود را به عنوان بازیگری توانا تثبیت کند. او این روزها فیلم<b> «بیداری رویاها»</b> را بر پرده سینماها دارد. فیلمی در حوزه سینمای دفاع مقدس که قاضیانی در آن نقش همسر فردی مفقودالاثر به نام<b> «ایوب»</b> را بازی می‌کند که با برادرشوهر خود ازدواج کرده و حالا بعد از گذشت چندین سال خبر می‌شود شوهرش زنده است و قصد بازگشت دارد. نقشی بسیار دشوار که به گفته بسیاری از منتقدان قاضیانی از پس آن به خوبی برآمده است. در روزهایی که مخاطبان قاضیانی را در این نقش بر پرده سینما می‌دیدند او با نقشی متفاوت در نمایش<b> کالیگولا</b> هم به روی صحنه می‌رفت. نمایشی سه ساعته که قاضیانی نقش معشوقه کالیگولا را در آن برعهده داشت. با او یکی دو ساعت قبل از اجرای نمایش کالیگولا این گفت و گو را انجام دادیم. گفت وگویی در پشت صحنه نمایش کالیگولا با محوریت <b>«بیداری رویاها».</b></font><br />
<font face="Tahoma"><br />
<font color="#800000">کارنامه سینمایی شما شامل دو بخش است: یکی از «سایه روشن» تا «به همین سادگی» که در واقع دوران انتخاب شدن شما بود و دیگری از «به همین سادگی» تا به امروز که به نوعی دوران انتخاب کردن شماست و این قدرت را دارید که کارهایتان را انتخاب کنید که البته همین کار شما را سخت می‌کند. چون انتخاب اشتباه مسیرتان را کاملا تغییر می‌دهد، ضمن این که با درخشش در دو نقش «طاهره» و «رخشانه» در معرض قرار گرفتن در مسیر کلیشه شدن هم قرار دارید. از این جا به بعد نقشه راهتان چیست؟<br />
</font>بله، ‌البته. من قدر این جایگاه الانم را خیلی خوب می‌دانم. هر وقت احساس می‌کنم که دارم فراموش می‌کنم، از خداوند عذرخواهی می‌کنم و می‌گویم خداوندا تو می‌دانی که انسان فراموشکار است. من الان قدر می‌دانم چون این موقعیت می‌توانست پیش نیاید. جز این قدر دانستن الان احساس می‌کنم کنار خودم نیاز به یک نیروی دوم دارم. یعنی الان وقتی فیلمنامه‌ای به دستم می‌رسد حس می‌کنم برای بررسی اش نیاز به کمک دارم. یک نفر که کنارم باشد؛ فیلمنامه را بخواند و مراقب باشد و ببیند چه اتفاقی برای من می‌افتد. نمی‌دانم این حس از کجا می‌آید الان یک مقدار منگم.</font><br />
<br />
<font face="Tahoma"><font color="#800000">یعنی نقشه راهتان عوض شده؟</font><br />
نه عوض نشده. نقشه راه این است که من به عنوان بازیگر بتوانم هر نقشی را بازی کنم. نقش‌های متنوع و متفاوت. من نباید کلیشه بشوم و نمی خواهم چون در ایران فضا به شدت مستعد کلیشه شدن است اما من می‌خواهم در این فضا باقی نمانم. به همین خاطر در<b> «روی شیروانی داغ»</b> من نقش یک زن شاعره روشنفکر احمق را بازی کردم. نقش یک پلان بود. خیلی‌ها گفتند این نقش را بازی نکن اما من دوست داشتم این فضا و تفاوت را تجربه کنم. نقش پنج دقیقه بازی داشت و من تمام سعی ام را کردم. در این زمان این شخصیت در بیاید. همین که دکتر‌هادی کریمی برای فیلم « برف روی شیروانی» من را بیرون چادر دید برایم خوب بود تا کلیشه را بشکنم. طبق نقشه قبلی ام جلو می‌روم. نمی‌توانم قول بدهم همیشه همان هنگامه قاضیانی باشم که شما قبولش دارید اما همه تلاش خود را می‌کنم.</font><br />
<br />
<font face="Tahoma"><font color="#800000">الان همان طوری که گفتم در شرایط انتخاب کردن قرار دارید یعنی در سال تعدادی فیلمنامه به شما پیشنهاد می‌شود که می‌توانید آن‌ها را قبول کنید یا رد کنید. می‌خواهم بدانم ملاک شما چیست که مثلا این فیلمنامه‌ها را رد می‌کنید، نکند یک روزی همین فیلمنامه‌ها که رد شد، انتخاب اول هنگامه قاضیانی بشود؟</font><br />
من نمی‌توانم الان قطعا جواب بدهم اما بابت چهل سال عمرم تاوان دادم و این کار دشواری است و اگر یک روزی مجبور باشم نقشه راهم را عوض کنم، بازیگری سینما را ترک می‌کنم، می‌روم سراغ تئاتر. من اگر فیلمنامه خوب پیدا نکنم، نمایشنامه خوب که داریم، تئاتر بازی می‌کنم. در تلویزیون بازی می‌کنم. اگر شد بازیگری را کنار می‌گذارم. انسان که همیشه نمی‌تواند با ایده آل‌ها و عشقش بازی کند، به هر حال همه سعیم را می‌کنم که نقشه راهم عوض نشود.</font><br />
<br />
<font face="Tahoma"><font color="#800000">برسیم به فیلم «بیداری رویاها» اولین پلانی که «رخشانه» را می‌بینیم، یاد طاهره می‌افتیم؛ به خصوص آن چادر مشکی که رخشانه سرش است و بعد تر شخصیت منفعلش ما را خیلی یاد طاهره می‌اندازد. خودتان وقتی با «رخشانه» رو به رو شدید همچین حسی نداشتید؟</font><br />
من «رخشانه» را زیاد نزدیک و صمیمی ندیدم. انفعال رخشانه به خاطر هدایت کارگردان است و قبول دارم این منفعل بودن او را خیلی شبیه «طاهره» کرده است اما در سکانس اولی که من وارد شیشه گری می‌شوم شما چیزی از طاهره نمی‌بینید و فقط چادر مشکی است که در هر دو نفر شبیه هم است. ما می‌بینیم زنی می‌آید و به بچه‌هایش فرمان می‌دهد در صورتی که طاهره در «به همین سادگی» در مقابل بچه‌هایش هم منفعل بود ولی این جا به بچه اش تذکر می‌دهد، بعد کارگرهای شیشه گری را هدایت و مدیریت می‌کند، بعد با داوود صحبت می‌کند؛ در تمام این صحنه‌ها ما می‌توانیم این شخصیت را در رخشانه دنبال کنیم؛ شخصیت یک زن با قدرت که در دیالوگ‌هایش هم حس می‌شود ولی از جایی که خبر ایوب می‌آید رخشانه فرو می‌ریزد. من چون خطر نزدیک شدن طاهره و رخشانه را به خاطر آن منفعل بودنشان و گریه‌های متمادی ای که داشتند، دیده بودم، ترجیح می‌دادم رخشانه مثل اول فیلم همان طور با قدرت و با مدیریت بماند. من شخصا اساس شخصیت رخشانه را دوست داشتم. دوست داشتم همان چیزی را که در سکانس اول و در شیشه گری‌ها دیدیم، نگه دارم و به آن یک منگی هم اضافه کنم. این ویژگی‌ها ایده آل من از رخشانه بود اما آن چیزی که شما روی پرده می‌بینید همان چیزی است که آقای آهنگر از رخشانه خواسته بود.</font><br />
<br />
<font face="Tahoma"><font color="#800000">یعنی «رخشانه»ای که آقای آهنگر در نظر داشت، این قدر منفعل بود؛ بدون هیچ برخوردی با اتفاق‌هایی که دور و برش می‌افتد؟</font><br />
من با کارگردان صحبت کردم ولی نظر او همین بود که می‌بینید. من معتقد بودم با رخشانه آن طور که باید برخورد نشده. به عقیده خود من آن دکوپاژی که کارگردان داشت، شخصیت رخشانه را شکست. خود من هم دچار پارادوکس شدم.</font><br />
<br />
<font face="Tahoma"><font color="#800000">دقیقا بیننده هم مثل شما در برخورد با رخشانه دچار پارادوکس می‌شود؛ در صورتی که «رخشانه» برخلاف طاهره برای ابراز نظر و برخورد فرصت دارد.</font><br />
البته بخشی از این پارادوکس به خاطر اتفاقی است که در زندگی او می‌افتد. یک روز رخشانه مدیر و خانه دار را داریم و فردای آن روز در زیرزمین رخشانه ای را داریم که درمانده است و داغان شده. البته من دوست داشتم رخشانه همان رخشانه روز اول باقی بماند؛ هر چند این رخشانه را هم به شدت دوست دارم. آن بغضی را که در زیرزمین با رخشانه بود دوست دارم و دلم می‌خواست آن بغض عمیقا در رخشانه پیچ و تاب بخورد.</font><br />
<br />
<font face="Tahoma"><font face="Tahoma"><font color="#800000">این بغض و غم از کجا می‌آید؟</font><br />
من خیلی انرژی گذاشتم و تلاش کردم تا بتوانم به غم این زن برسم. یک شب آن قدر غم و سختی زندگی رخشانه را درک کردم که فریاد زدم «برایت بمیرم» . رخشانه خودش فقیر و یتیم بود، زن ایوب می‌شود وتا می‌آید خودش را در ایوب پیدا کند، او شهید می‌شود. بعد به خاطر بی‌خانواده بودن او را دست برادر شوهرش می‌دهند، بعد می‌آید خصلت جوانمردی او را درک کند که خبر زنده بودن ایوب را می‌آورند و او می‌ماند بین بچه‌ها چه بکند. من آن قدر به این شخصیت نزدیک شدم که با همه وجود دردش را درک کردم. تا قبل از این در تمام زندگی ام این قدر به درد زنان شهدا نزدیک نشده بودم، من مادری را دیدم که پنج تا شهید داده ووقتی دوربین روی صورتش میرود، می‌گوید من پنج فرزند داشتم، اگر بیشتر بودند آن‌ها را هم می‌دادم. رخشانه هم شبیه همین مادر است. به آن چیزی که زندگی اش را برایش گذاشته ایمان دارد، متاسفانه در بیداری رویاها من متوجه شدم که ما هیچ اسیر، شهید و مفقودالاثری در خانواده مان نداشتیم و از این برکت بی‌نصیب بودیم. اما من به دیده‌ها و شنیده‌های خودم تکیه کردم. یادم هست در دوران جنگ شوهر خاله ام مسوول کمپ جنگ زده‌ها در محمود آباد بود. من آن موقع 12 ساله بودم و باید خوشی می‌کردم (چون در خانواده مرفهی بزرگ شده ام) اما خوب یادم هست که در ویلاها می‌گشتم، بچه‌ها و خانواده‌های جنگ زده را می‌دیدم و با آنها حرف می‌زدم. در بیداری رویاها این دیده‌ها به کمک من آمدند که به خاطرشان خداوند را شکر می‌گویم.</font><br />
<font face="Tahoma"><br />
<font color="#800000">ما همه انرژی ای را که شما برای نشان دادن درد در رخشانه گذاشتید درک می‌کنیم؛ اما این کارگردان است که باعث می‌شود در انتها کار خوب از آب درآید. متاسفانه آن اتفاق آخر نیفتاده که کار حسابی و درست تمام شود. یعنی کارگردان دوربین را به بازیگر نزدیک نمی‌کند و همه حس‌ها باید در همان پلان/ سکانس‌ها دیده شود و این یعنی دور شدن مخاطب از حسی از بازیگر.</font><br />
درست است که شما میروید جلو و منتظرهستید یک اتفاق خاص بیفتد اما آن چیزی که انتظارش را دارید، پیش نمی‌آید؛ ولی فکر می‌کنید در سال چند فیلمنامه به دست من می‌رسد که بتوانم مثل «بیداری رویاها» از آن دفاع کنم. قبول کنید بیداری رویاها فیلم اصیل و شریفی است. فیلم و عواملش شناسنامه دارند. مثلا فیلمبردار کسی مثل تورج منصوری است که <b>«فرزند خاک»</b> ‌را با آقای آهنگر کار کرده. همه این‌ها کافی است که خودت را به فیلم بسپاری.</font><br />
<font face="Tahoma"><br />
<font color="#800000">تورج منصوری درباره فیلمبرداری با شما صحبت می‌کرد؟</font><br />
از من سوال نمی‌شد ولی می‌دانستم چه لنزی بسته میشود. من به <b>تورج منصوری</b> اعتماد داشتم و وقتی <b>امین حیایی</b> هم لنز را می‌دید، من به او به خاطر پیشکسوت بودنش اعتماد کردم. مثلا شاید خیلی‌ها بگویند در زیرزمین باید نمای بسته تری می‌دیدیم اما آقای آهنگر گفتند من اصلا نمای بسته نمی‌خواهم و جنگ کردن سر این مساله بیهوده بود.</font><br />
<br />
<font face="Tahoma"><font color="#800000">اما من فکر می‌کنم دوربین باید به کاراکتر‌ها بیشتر نزدیک می‌شد، نباید آن قدر فاصله می‌گرفت و دور می‌ایستاد. ما باید درونیات آدم‌ها را بیشتر می‌دیدیم. این که ایوب تمام آمال و آرزوهای رخشانه می‌شود و بعد او را از دست می‌دهد،‌ ایوب را دوست دارد ولی زن داوود می‌شود و... فکر کنم شما در بعضی از صحنه‌ها می‌خواستید حستان را واضح تر برسانید که نشد.</font><br />
این نظر شما را تا امروز چندین نفر دیگر هم داشته اند. وقتی یک نظر این قدر مشترک می‌شود، پس باید نتیجه گرفت غرض ورزی نیست و نظر درستی است . وقتی این حرف‌ها را می‌شنوم حالم بد می‌شود چون تمام و کمال برای رخشانه وقت گذاشتم. حتی بعضی شب‌ها با امیر حسین حرف میزدم که باورش بشود من مادرش هستم؛ به خاطر این که تفاوت سنی مان خیلی کم بود. کار برای من مثل روزه گرفتن بود. نمی‌گویم درست هستم ولی آن قدر وارد نقش می‌شوم که با آن به خانه می‌آیم.</font><br />
<font face="Tahoma"><br />
<font color="#800000">اما الان مرز هنگامه قاضیانی و رخشانه کاملا مشخص است. رخشانه کی تمام شد؟</font><br />
من طی 10 روز آرام آرام رخشانه را کنار گذاشتم. هر بازیگری به یک روش این کار را می‌کند. من از طریق یکسری کارها مثل گوش کردن موسیقی و ورزش و... نقشم را کنار می‌گذارم.</font><br />
<br />
<font face="Tahoma"><font color="#800000">شما برای درک فضای بیداری رویاها،‌ سراغ آزاده‌ها رفتید که آن‌ها را ببینید؟</font><br />
راستش به خاطر شرایط تولید، گروه دچار سرعتی شد که من این فرصت را پیدا نکردم اما من از قبل با این موضوع آشنایی داشتم. چون من زیاد تلویزیون می‌بینیم مثلا تمام برنامه‌هایی که با خانواده شهدا و اسرا مصاحبه می‌کنند و برنامه‌هایی مثل روایت فتح را دقت دیده ام. چون دوست ندارم از واقعیتی که وجود داشته بیخبر باشم. من از کسانی که نتوانستن دینم را بهشان ادا کنم عذر خواهی می‌کنم اما در تمام طول کار بیداری رویاها که شاید درآن ناموفق بودم، از ایوب و ایوب‌هایی کمک گرفتم که لحظات زنده شان در کشور غریب در بدترین شرایط ممکن اسیر سکوت بی فریاد شدند و وقتی برگشتند برای لحظات آینده شان هم چیزی نداشتند.</font></font></font></div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.iecloob.com/forum36.html">سینمای ایران</category>
			<dc:creator>niloofar</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.iecloob.com/thread43544.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>بازیگران و بازی‌های مؤثر: راز درونِ پرده!!</title>
			<link>http://forum.iecloob.com/thread43542.html</link>
			<pubDate>Fri, 20 Aug 2010 08:05:13 GMT</pubDate>
			<description>تصویر: http://www.seemorgh.com/DesktopModules/iContent2/Files/69189.jpg  
همگان تصور می‌كردند كه او به دلیل ظاهر...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><img style="max-width: 400px; cursor: pointer;" onclick="window.open(this.src)"  src="http://www.seemorgh.com/DesktopModules/iContent2/Files/69189.jpg" border="0" alt="" /><br />
همگان تصور می‌كردند كه او به دلیل ظاهر و محبوبیتش ستاره تازه‌ای در سینمای ایران خواهد شد و دربست به سینمای تجاری و متكی به گیشه تبعید خواهد شد. این تصور را بی‌تجربگی او در این عرصه و نیز ورود...<br />
<font face="Tahoma">یكی از تفاوت‌های عمده سینمای هنری اروپا با سینمای تجاری آمریكا، در دهه‌های پیشین به نقش بازیگران در فرایند تولید خلاقه فیلم‌ها بازمی‌گشت. در اروپا فیلمسازانی مانند<b> روبر برسون</b> و <b>آندره تاركوفسكی</b> معتقد بودند كه بازیگر نقش چندانی در شكل‌گیری یك اثر هنری ندارد و صرفاً ابزاری است در اختیار كارگردان. برسون حتی پا را فراتر گذاشت و بازیگران را همچون وسائل صحنه دانست كه باید همه رفتارهایش دقیقا مطابق با خواست و طبق دكوپاژ فیلمنامه باشد. تاركوفسكی فیلمنامه كامل را به بازیگر نمی‌داد كه بخواند و فقط سكانس‌هایی را برای آنان شرح می‌داد كه بازیشان معطوف آن صحنه باشد. در عوض در همان سینمای اروپا هم هنرمندانی مانند<b> فدریكو فلینی</b> یا <b>اینگمار برگمن</b> بودند كه بازیگر را همچون یك آفریننده در شكل‌گیری اثر یاری می‌كردند. استثناها بی‌شمارند.<br />
مشهورترین استثنا در سینمای آمریكا، كسی نیست جز<b> آلفرد هیچكاك</b>. هیچكاك و برسون حداقل از این حیث قابل مقایسه هستند كه شأن زیادی برای كار بازیگر قائل نبودند و براحتی آنان را در كارشان محدود و در یك فضای كاملا دیكتاتوری، وادار به اجرای دستوراتشان می‌كردند. ماجرای اختلاف هیچكاك با <b>پل نیومن</b> در جریان فیلمبرداری «<b>پرده پاره»</b> از این دست است. نیومن كه هنرآموخته مكتب آكتورز استودیو بود و به بازی درونی و شخصیت‌پردازانه اعتقاد داشت در برابر هیچكاكی قرار گرفت كه حتی تعداد پلك زدن‌های بازیگرش را هم می‌شمرد.<br />
در سینمای ایران بازیگران همواره نقش تعیین‌كننده‌ای داشته‌اند. هیچ‌گاه پیش نیامده كه عیار بازیگری سینمای ایران در قیاس با كارگردانی، فیلمبرداری و سایر رشته‌ها، كمرنگ بوده باشد. بسیاری از فیلم‌های ضعیف و ساده‌لوحانه سینمای پیش از انقلاب، امروز فقط به لطف حضور بازیگرانی هنرمند همچون مرحوم<b> پرویز فنی‌زاده، اسماعیل محمدی، خسرو شجاع‌زاده</b> و... همچنان دیدنی هستند. در این هفته با توجه به كثرت فیلم‌های روی پرده و نیز نقش مؤثر بازیگران در آنها، به چند بازی خوب و تأثیرگذار اشاره می‌كنیم...<br />
</font><br />
<font face="Tahoma"><font color="#800000"><b><br />
نگار جواهریان در «طلا و مس»</b></font><br />
او به‌واسطه بازی‌اش در فیلم اسعدیان كم تجلیل نشد؛ از برگزیده شدن در جشنواره فیلم فجر گرفته تا انتخابش از سوی منتقدان سینما به عنوان بهترین بازیگر سال. اهمیت بازی جواهریان در این فیلم از دو جنبه قابل بررسی است. از یك سو او بدون توجه به این توصیه كلیشه‌ای كه <b>«بازیگر خوب كسی است كه نقش‌های متنوعی را در كارنامه‌اش داشته باشد»</b> پس از جا افتادن در نقش دختران معصوم یا زنان آرام، بار دیگر در طلا و مس چنین نقشی را پذیرفت و بهترین نقش‌آفرینی دوران حرفه‌ای‌اش را تجربه كرد. جواهریان دانسته یا ندانسته با این كارش، اصالت را به بازیگر داد و نه نقش. این كه نقشی مهم را بازی كنید تفاوت زیادی دارد با این كه نقشی ساده را مهم بازی كنید. طلا و مس به‌ظاهر فیلمی است درباره یك طلبه جوان كه از شهرستان به تهران می‌آید و درگیر مشكلات زندگی‌اش می‌شود. اما شاید بتوان قصه فیلم را از این زاویه دید كه طلا و مس فیلمی است درباره همسر یك طلبه جوان كه در برابر مشكلات می‌ایستد و مقاومت می‌كند. كار جواهریان در فیلم اسعدیان، مشابه كاری است كه هنرمندان بزرگ در خلق دنیایی تازه می‌كنند. او اگر قرار بود صرفا به توصیه‌ها گوش دهد و نقش یك همسر را به طور استاندارد از كار درآورد، نتیجه‌اش آنچه كه شاهدش هستیم، نمی‌شد.<br />
</font><br />
<font face="Tahoma"><font color="#800000"><b><br />
محسن تنابنده در «هفت دقیقه تا پاییز»<br />
</b></font>او نیز جایزه بهترین بازیگر را از جشنواره سال گذشته گرفت و میان تعجب همگان، از رقبای مشهوری پیشی گرفت. تنابنده دو خصوصیت مهم دارد كه مسیر پیشرفتش را در امر بازیگری آسان‌تر و سریع‌تر می‌كند. نخست این كه دستی در نوشتن دارد و درك درستی از مقوله قصه و شخصیت‌پردازی. این مهم به او كمك می‌كند با كنترل رفتارش در جلوی دوربین، نیات و انگیزه‌های درونی شخصیتی را كه ایفا می‌كند نیز رعایت كند. ویژگی دومش این است كه به دلیل چهره و ظاهر غیرستاره‌ای‌اش هیچ‌گاه تاكنون در نقشی نامتناسب با خود جلوی دوربین نرفته است. او ستاره نیست و هیأت یك ستاره را ندارد كه بخواهد و بتواند با ظاهر یكنواخت و شیك خود، در قالب همه نقش‌های مرتبط و غیرمرتبط بازی كند. او برای نقش‌های خاص مناسب است و تاكنون هم ثابت كرده كه توانایی‌اش به عنوان بازیگر محدود به همین نقش‌های خاص است. بنابراین با هوشیاری كامل، بازی حرفه‌ای را در كارش به سمت واقع‌گرایی و باورپذیری پیش می‌برد و در كارش هم موفق نشان می‌دهد. او از آن دسته بازیگرانی است كه اگر به موقعیتی در كارش دست یافته و احتمالا محبوبیتی كسب كرده، این را به دلیل توانایی‌اش به دست آورده و این دستاورد كمی نیست.<br />
</font><br />
<font face="Tahoma"><font color="#800000"><b><br />
مصطفی زمانی در «كیفر»</b></font><br />
زمانی كه سریال <b>«یوسف پیامبر</b>» به قسمت‌های پایانی‌اش می‌رسید و خبر حضور زمانی در سینما و در فیلم‌های مختلف دهان به دهان می‌چرخید، كمتر كسی فكر می‌كرد كه او روش متفاوتی را در بازیگری در سینما برگزیند. همگان تصور می‌كردند كه او به دلیل ظاهر و محبوبیتش ستاره تازه‌ای در سینمای ایران خواهد شد و دربست به سینمای تجاری و متكی به گیشه تبعید خواهد شد. این تصور را بی‌تجربگی او در این عرصه و نیز ورود غیرتخصصی‌اش به این كار دامن می‌زد. اما زمانی در فیلم‌های <b>«آل»</b>، «<b>بدرود بغداد» و «كیفر</b>» و سپس فیلم جدید فریدون جیرانی جلوی دوربین رفت تا ثابت كند بازیگری برایش فراتر از زمینه‌ای برای شهرت بیشتر است. در این میان بازی او در «كیفر» یكی از عوامل اصلی موفقیت این فیلم است. <b>او بدرستی توسط حسن فتحی (كه در زمینه استفاده از بازیگران تبحر دارد) هدایت شده تا از قیل و قال جلوه‌گری و خودنمایی فاصله بگیرد و به گوهر نقش و شخصیتی كه ایفا می‌كند، برسد.</b> مصطفی زمانی در مسیر درستی در سینمای ایران قرار گرفته است و در صورت ادامه این روند می‌تواند به بازیگر ماندگاری در سینمای ایران تبدیل شود.<br />
</font><br />
<font face="Tahoma"><font color="#800000"><b><br />
ماهایا پطروسیان در «ازدواج در وقت اضافه»</b></font><br />
پرسش اول این است كه چگونه می‌توان در فیلمی ضعیف از نظر فیلمنامه و كارگردانی، به‌گونه‌ای ظاهر شد كه كسی در انتقادش به فیلم، از بازی بازیگر ایرادی نگیرد؟ ماهایا پطروسیان در سینمای ایران یك استثناست از این نظر كه به عنوان یك كمدین برجسته جا افتاده است. او در حالی پس از چندین سال بازیگری به چنین جایگاهی رسیده كه حتی در سینمای تجاری جهان نیز نمی‌توان براحتی لقب كمدین را به بازیگر زنی اطلاق كرد. یكی از عجایب تاریخ سینمای كمدی، این است كه همواره كمدین‌های برجسته و مطرح را بازیگران مرد تشكیل داده‌اند. پطروسیان با بازی در فیلم‌های متعددی جلوی دوربین رفته و نشان داده كه خیلی خوب می‌تواند از مسوولیتی كه بر دوشش نهاده‌اند، برآید. <b>او در حالی در «ازدواج در وقت اضافه» بازی خوبی در قالب نقش یك پیرزن سمج از خود نمایش می‌دهد كه تقریباً همزمان با آن در فیلم كوتاهی كه خودش كارگردانی كرده (یه روز قشنگ برفی) نقشی كاملاً متفاوت، جدی و تراژیك ایفا كرده است. </b>بنابراین این كمدین محبوب و بازیگر خوب سینمای ایران، با این تجربه گرانبهایی كه از همكاری با كارگردان‌های بزرگ سینمای ایران اندوخته، رفته‌رفته به جایگاهی می‌رسد كه بتواند بدون توجه به كیفیت فیلم، كیفیت بازی و حضور خودش را حفظ كند. </font></div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.iecloob.com/forum36.html">سینمای ایران</category>
			<dc:creator>niloofar</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.iecloob.com/thread43542.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>کارگردان چهل سالگی: زنان فیلمهای من مردستیز نیستند!</title>
			<link>http://forum.iecloob.com/thread43541.html</link>
			<pubDate>Fri, 20 Aug 2010 08:04:08 GMT</pubDate>
			<description>تصویر: http://www.seemorgh.com/DesktopModules/iContent2/Files/69156.jpg  
یکی از دیالوگ‌های فیلم که در تدوین حذف...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><img style="max-width: 400px; cursor: pointer;" onclick="window.open(this.src)"  src="http://www.seemorgh.com/DesktopModules/iContent2/Files/69156.jpg" border="0" alt="" /><br />
یکی از دیالوگ‌های فیلم که در تدوین حذف شد این بود که زن‌ها هر پنج سال یکبار تغییر می‌کنند و مردها هر سال. در جامعه‌ای که ما داریم به دلیل رفتارهای اجتماعی، حرفه‌ای، خانوادگی و... مردها رفتارهای...<br />
<font face="Tahoma">کارگردان فیلم سینمایی <b>&quot;چهل سالگی&quot;</b> این اثر را در ادامه دغدغه‌های همیشگی‌اش درباره بحران خانواده در دنیای جدید دانست و مخاطب فیلم را تماشاگرانی عنوان کرد که دلبسته قصه‌ها و فضاهای متفاوت هستند.<br />
<b>علیرضا رئیسیان</b> کارگردانی است که تلاش کرده در سال‌های فعالیتش در سینما به دغدغه‌ها و اندیشه‌هایش وفادار باشد. سینماگر مستقلی که نمایش بحران‌های خانوادگی در جامعه یکی از دلمشغولی‌هایش بوده است. &quot;چهل سالگی&quot; فیلم تازه این کارگردان با نگاهی به رمانی به همین نام از ناهید طباطبائی ساخته شده و البته مانند هر اثر سینمایی اقتباسی دیگری تفاوت‌هایی با رمان دارد. &quot;چهل سالگی&quot; در مقایسه با <b>&quot;پرونده هاوانا&quot; </b>فیلم قبلی این کارگردان یک به پیش است.<br />
</font><br />
<font face="Tahoma"><font color="#800000"><br />
رمان &quot;چهل سالگی&quot; چه ویژگی و امتیازی داشت که آن را برای ساخت فیلم تازه‌تان انتخاب کردید؟</font><br />
علیرضا رئیسیان کارگردان: فریدون جیرانی این قصه را خوانده بود و آن را به من معرفی کرد، وقتی &quot;چهل سالگی&quot; را خواندم به نظرم پرانرژی و تازه آمد، شخصیت‌های متفاوت و موقعیت جدیدی داشت که برای سینما مناسب بود. با خانم طباطبائی نویسنده کتاب در همان مقطع وارد مذاکره شدم و حقوق اقتباس را خریداری کردم.</font><br />
<font face="Tahoma"><font color="#800000"><br />
*از ابتدا قرار بود مصطفی رستگاری روی فیلمنامه کار کند؟</font><br />
با نویسندگان دیگری هم مذاکره کردم اما انتخاب نهایی رستگاری بود.<br />
<font color="#800000"><br />
*چرا؟</font><br />
در چند فیلم تلویزیونی که تهیه کرده بودم با او همکاری کرده و او را می‌شناختم. با برادر بزرگ رستگاری که شخصیتی فرهنگی است از سال‌های دور دوستی و آشنایی داشتم. شناختی که از کار مصطفی رستگاری داشتم باعث شد راحت و سریع با هم به نقاط مشترک درباره فیلمنامه برسیم.</font><br />
<font face="Tahoma"><font color="#800000"><br />
زن‌ها همیشه حضوری پررنگ در فیلم‌های شما دارند، احتمالا یکی از دلایلی که &quot;چهل سالگی&quot; را انتخاب کردید موضوع زنانه آن بوده؟<br />
</font>پنج فیلمی که من ساخته‌ام درباره بحران خانواده در عصر جدید بوده است، مهمترین نقش ها را در این قصه‌ها زن‌ها بازی کرده‌اند و محور قصه‌ و ماجراها آن‌ها بوده‌اند. اما زنی که من ترسیم کرده‌ام در عین حال که امروزی و مستقل است، گرایش‌های مردستیز ندارد.<br />
<br />
<font color="#800000">خیلی شرقی است.</font><br />
بله، نجابت شرقی دارد، متحجر نیست اما پایبند به اصولی است و اخلاق و پاکدامنی برایش مهم است.<br />
<font color="#800000"><br />
و یکی از تم‌های فیلم عشق حقیقی و مجازی است.</font><br />
- بله، عشق یکی از مایه‌هایی است که ردپای آن را می‌توانید در فیلم‌های من ببینید. در <b>&quot;ریحانه</b>&quot; و در دهه 60 هم از عشق یک انسان به انسان حرف زده می‌شود که با توجه به فضای آن سال‌های سینما اتفاق مهمی بود.</font><br />
<font face="Tahoma"><font color="#800000"><br />
رمان زن محور است و حضور پررنگی دارد و قصه شرح حالات درونی او در آستانه رسیدن به چهل سالگی است اما در فیلم نقش مرد هم پررنگ شده و پا به پای زن می‌آید. می‌خواستید فضای متعادل در فیلم داشته باشید؟</font><br />
قصه برای تبدیل شدن به فیلم سینمایی کوتاه بود و ما باید تغییرهایی در آن می‌دادیم، قصه‌های فرعی و بعضی شخصیت‌ها به همین دلیل اضافه شدند. اما در قصه هم مرد در کنار زن است. اما روی شغل او تاکید نمی‌شود، من برای او شغلی در نظر گرفتم که با جایگاه و رفتارش متناسب باشد.<br />
<font color="#800000"><br />
*شخصیت استاد با بازی<b> عزت الله انتظامی</b> چرا اضافه شد؟</font><br />
این شخصیت با یکی از دو محور قصه، فرهاد (<b>محمدرضا فروتن</b>) در رابطه است و رابطه آنها بخشی از قصه را پیش می‌برد.<br />
<font color="#800000"><br />
*از فیلمنامه راضی هستید؟</font><br />
تعامل خوبی با رستگاری داشتیم، هسته مرکزی قصه و شخصیت‌ها خوب از کار درآمده و آنچه اتفاق افتاده در توافق بین من و او بود.<br />
<font color="#800000"><br />
* تاکید کتاب بر سن زن است، او در چهل سالگی‌اش به ملال و روزمرگی رسیده اما در فیلم سن نگار (<b>لیلا حاتمی</b>) را 35 ساله کرده‌اید. این تغییر منطق قصه و شرایط زن را زیر سوال می‌برد.</font><br />
به نظر من کتاب فقط درباره زن نیست، درباره خانواده‌ای است که در شرایط بحرانی قرار می‌گیرند و زن در بطن ماجرا است. روزمرگی و ملال بخش قابل توجهی از کتاب را به خود اختصاص داده اما همه آن نیست و در سینما هم نمی‌شود همه این ملال را تصویری کرد. ادبیات با سینما تفاوت دارد و نمایش همراه با ایجاز برای مخاطب جذاب‌تر است، من سعی کردم با مجموعه‌ای از کنش‌ها و رفتارها حالت روحی زن را نمایش بدهم و وضعیتی که این زندگی دارد به تصویر بکشم.<br />
<font color="#800000"><br />
* چرا نگار 35 ساله است؟ اگر 40 ساله بود اتفاقی می‌افتاد؟</font><br />
آیا همه خانم‌ها در 40 سالگی دچار بحران روحی می‌شوند، یکی از دیالوگ‌های فیلم که در تدوین حذف شد این بود که زن‌ها هر پنج سال یکبار تغییر می‌کنند و مردها هر سال. در جامعه‌ای که ما داریم به دلیل رفتارهای اجتماعی، حرفه‌ای، خانوادگی و... مردها رفتارهای چندگانه دارند. از نظر علمی تحقیقی وجود ندارد که بگوید همه زن‌ها در 40 سالگی شرایطی را تجربه می‌کنند که نگار دارد.</font><br />
<font face="Tahoma"><font color="#800000"><br />
*در قصه دختر زوج 20 ساله است و در فیلم 10 ساله، خانم حاتمی نمی‌خواستند در فیلم مادر دختری 20 ساله باشند؟<br />
</font>دختر رابط بین پدر و مادر در این فیلم است، و در مرز بلوغ. در قصه دختر جوانی زن بود، اما من نمی‌خواستن بهار در فیلم این شرایط را داشته باشد. نگاه من به این شخصیت طور دیگری بود و نمی‌خواستم تماشاگر هر وقت او را می‌بیند یاد نگار بیفتد.</font><br />
<font face="Tahoma"><font color="#800000"><br />
*در فیلم‌های شما بخشی از اتفاق‌ها در بستر زمانی مشخص معنا پیدا می‌کنند. در &quot;چهل سالگی&quot; بخشی از قصه را به دهه 60 برده‌اید و از این طریق مشخصاتی را ترسیم می‌کنید که باعث به وجود آمدن شرایطی برای این زوج شده</font>.<br />
من ملودرام‌های مماس با جریان‌های اجتماعی را دوست دارم، در &quot;ریحانه&quot; این را می‌بیند که شخصیت‌ها در موقعیت و شرایطی که دارند هویت پیدا می‌کنند و تعریف می‌شوند. در &quot;سفر&quot; بحران جنگ شهرها و مشکلات یک خانواده متوسط شهری را روایت کرده‌ام. در &quot;پرونده هاوانا&quot; هم درگیری یک دانشمند با خانواده‌اش را داریم، از ابتدای کارم تا امروز به ترکیب ملودرام و فیلم اجتماعی اعتقاد دارم.</font><br />
<font face="Tahoma"><font color="#800000"><br />
*مخاطب فیلم چه گروهی هستند، زنان یا مردان؟</font><br />
طبقه متوسط شهری. <b>در فیلم هم کودک داریم، هم زن، پیرمرد و هم عشق. عشق دو جوان و عشق در میانسالی. فیلم می‌تواند برای گروهها و قشرهای مختلف جذاب باشد</b>. تلاش کردیم روند قصه و شکل‌گیری حوادث درست و قابل باور باشد که فکر می‌کنم این در فیلم دیده می‌شود. مخاطبی که ما در نظر داشتیم در این روزها نشان داده‌اند که با فیلم همراه شده‌اند.<br />
<font color="#800000"><br />
*&quot;چهل سالگی&quot; به عنوان یک فیلم مستقل فروش خوبی داشته.</font><br />
منظورم فروش نبود، این فیلم برای مخاطب انبوه ساخته نشده برای مخاطب خاصی ساخته شده که به این سینما علاقه دارد و این قشر در این روزها که از نمایش فیلم گذشته از آن استقبال کرده‌اند. این فیلم بدون حمایت نهاد و گروه خاص و با سرمایه شخصی ساخته شده و روی پای خودش ایستاده است.</font><br />
<font face="Tahoma"><font color="#800000"><br />
*فیلم از نظر فیلمبرداری و طراحی صحنه و کارگردانی نسبت به فیلم قبلی شما چند پله بالاتر است؟</font><br />
<b>ایرج رامین‌فر</b> در چهار فیلم دیگر هم با من همکاری کرده، حساسیت‌های هم و نگاه یکدیگر به سینما را می‌شناسیم، محمود کلاری و عبدالله اسکندری هم افرادی حرفه‌ای هستند که می‌دانند من چه می‌خواهم و در اجرای ایده‌های من توانا هستند. تعاملی که با هم داریم قابل توجه است. فکر می‌کنم &quot;چهل سالگی&quot; در مجموع در نورپردازی، فیلمبرداری، میزانسن‌ها، بازی‌ها، صداگذاری، صدابرداری و موسیقی مجموعه‌ای هماهنگ و یکدست است و این امتیازها باعث شده فیلم شسته رفته باشد.<br />
<font color="#800000"><br />
* پس این امتیازها باعث شده فیلم بهتر از <b>&quot;پرونده هاوانا&quot;</b> باشد؟</font><br />
روایت این فیلم قوی‌تر از &quot;پرونده هاوانا&quot; است، جریان سیالی که در روایت مدنظرم بود از کار درآمده. اما در &quot;پرونده هاوانا&quot; روایت مقطع است و تقاطع داستانی در فیلم سکته انداخته است. این را هم در نظر بگیرید که قرار بود یک چهارم فیلم در کوبا فیلمبرداری شود و ما نتوانستیم این کار را انجام بدهیم.</font><br />
<font face="Tahoma"><font color="#800000"><br />
*از زمان اکران راضی هستید؟</font><br />
نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد آن‌هایی که فیلم را دیده‌اند آن را دوست داشته‌اند. در این فیلم به شعور تماشاگر احترام گذاشته‌ایم و مخاطب این را درک کرده است. امیدوارم در ادامه هم &quot;چهل سالگی&quot; در جذب مخاطب موفق باشد.<br />
<font color="#800000"><br />
* این بار تهیه‌کننده فیلم هم هستید، این در روند تولید مفید و موثر بود؟</font><br />
بعد از حوادثی که برای &quot;پرونده هاوانا&quot; اتفاق افتاد تصمیم گرفتم فیلم بعدی‌ام را تهیه کنم، من با این مقوله بیگانه نبودم و تهیه‌کنندگی را جدا از کارگردانی نمی‌دانم. البته در بخش سرمایه‌گذاری مشکل داشتیم و شهرداری به تعهدش عمل نکرد. اما امیدوارم مردم از اکران فیلم حمایت ‌کنند.<br />
<font color="#800000"><br />
*امیدوار هستید مشکل &quot;<b>پرونده هاوانا</b>&quot; حل شود؟</font><br />
- من اصلا نمی‌دانم مشکل فیلم چیست و تهیه‌کننده باید در این مورد تصمیم بگیرد.</font><br />
<font face="Tahoma"><font color="#800000"><br />
*با لیلا حاتمی در<b> &quot;ایستگاه متروک</b>&quot; همکاری کرده بودید او تنها گزینه بازی در &quot;چهل سالگی&quot; بود؟</font><br />
- من بیشتر مواقع یک انتخاب برای هر نقش دارم، البته در سینمای ایران بازیگرها آنقدر متنوع و زیاد نیستند که کارگردان حق انتخاب بالایی داشته باشد. گاهی شانس آورده‌ام و به ترکیبی از بازیگرها رسیده‌ام که هماهنگ و یکدست بوده‌اند. گاهی هم بدشانسی آورده‌ام.<br />
</font><br />
<font face="Tahoma"><font color="#800000"><br />
*از بازی‌ها راضی هستید؟</font><br />
- بله، به نظرم یکی از امتیازهای فیلم بازی‌های آن است. خانم حاتمی در جشنواره نامزد دریافت سیمرغ شد ، بازی‌های محمدرضا فروتن و آقای انتظامی دیده و تحسین شد. بازیگر دختر فیلم هم بعد از &quot;چهل سالگی&quot; نقش اصلی مجموعه آقای تبریزی را بازی می‌کند.<br />
</font><br />
<font face="Tahoma"><font color="#800000"><br />
*اما فرزان اطهری سرد است و بازی خوبی ندارد.</font><br />
- <b>کیان نماد زیبایی ظاهری است و تجلی نفس محض است. می‌خواستم که این شخصیت صورت زیبایی داشته باشد و آنقدر جذاب باشد که احساس زن درباره‌اش به تماشاگر منتقل شود.</b> در این سن و سال هم البته انتخاب متنوعی نداریم و اطهری یکی از بهترین گزینه‌ها بود.<br />
</font><br />
<font face="Tahoma"><font color="#800000"><br />
*این سال‌ها بیشتر از آنکه پشت دوربین باشید و فیلم بسازید فعالیت صنفی کردید. این اتفاق راضی‌تان کرده؟</font><br />
بعضی‌ها بیماری خدمت به دیگران دارند، خدا را شکر که بعضی دوستان این بیماری را در من معالجه کردند. نگران کسانی هستم که الان فعالیت صنفی می‌کنند و ممکن است سرنوشتی مشابه من داشته باشند. حالا خوشحالم که تمام وقت و انرژی‌ام را صرف فعالیتی می‌کنم که حرفه اصلی من است.</font><br />
<font face="Tahoma"><font color="#800000"><br />
* پس فیلم بعدی را با فاصله کمی از &quot;چهل سالگی&quot; می‌سازید؟</font><br />
بله، امیدوارم سال آینده فیلم بعدی‌ام را کلید بزنم.</font></div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.iecloob.com/forum36.html">سینمای ایران</category>
			<dc:creator>niloofar</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.iecloob.com/thread43541.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>جزئیات فیلم جدید حاتمی کیا</title>
			<link>http://forum.iecloob.com/thread42159.html</link>
			<pubDate>Sat, 14 Aug 2010 14:24:57 GMT</pubDate>
			<description>فیلم جدید حاتمی​کیا مهرماه کلید می​خورد.     
 به گزارش مهر، فیلم سینمایی «بانوی...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>فیلم جدید حاتمی​کیا مهرماه کلید می​خورد.    <br />
 به گزارش مهر، فیلم سینمایی «بانوی شهر ما» به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا اول مهرماه در تهران کلید می‌خورد.<br />
 حاتمی​کیا و امید سهرابی این روزها سرگرم  بازنویسی فیلمنامه هستند و با برنامه​ریزی​های صورت گرفته فیلمبرداری اوایل  مهر آغاز می​شود. پیش از این قرار بود این فیلم تیر ماه کلید بخورد که  ابتدا به بعد از ماه رمضان و در نهایت به اوایل مهرماه موکول شد.<br />
 حضور گوهر خیراندیش، مصطفی زمانی، رویا  تیموریان، جواد عزتی و طناز طباطبایی در «بانوی شهر ما» قطعی شده بود، اما  با طولانی شدن پیش‌تولید شاید تغییراتی در گروه بازیگران به وجود آید. محمد  پیرهادی تهیه​کننده، فرشاد محمدی فیلمبردار، مهین نویدی طراح گریم، مهران  ملکوتی صدابردار و مشکین مهرگان طراح لباس این فیلم سینمایی هستند.<br />
 حاتمی​کیا امسال فیلم سینمایی «به رنگ ارغوان» را بعد از چهار سال توقیف روی پرده داشت.</div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.iecloob.com/forum36.html">سینمای ایران</category>
			<dc:creator>Mrs.ostooreh</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.iecloob.com/thread42159.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>عکس‌های جدید فیلم «پسر آدم، دختر حوا»، مهناز افشار و حامد کمیلی</title>
			<link>http://forum.iecloob.com/thread41057.html</link>
			<pubDate>Mon, 09 Aug 2010 07:13:24 GMT</pubDate>
			<description>تصویر: http://www.seemorgh.com/DesktopModules/iContent2/Files/50305.jpg  
           فیلم سینمایی «پسر آدم، دختر حوا»...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><img style="max-width: 400px; cursor: pointer;" onclick="window.open(this.src)"  src="http://www.seemorgh.com/DesktopModules/iContent2/Files/50305.jpg" border="0" alt="" /><br />
           فیلم سینمایی «پسر آدم، دختر حوا» به کارگردانی رامبد جوان و با بازی حامد کمیلی و مهناز افشار آماده نمایش شده است...            <font face="Tahoma"> <br />
 <font face="Tahoma"><div align="center"><img style="max-width: 400px; cursor: pointer;" onclick="window.open(this.src)"  src="http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-7/09-12-8-1365803.jpg" border="0" alt="" />  <br />
 <img style="max-width: 400px; cursor: pointer;" onclick="window.open(this.src)"  src="http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-7/09-12-8-1381704.jpg" border="0" alt="" /><br />
  <br />
 <img style="max-width: 400px; cursor: pointer;" onclick="window.open(this.src)"  src="http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-7/09-12-8-1393901.jpg" border="0" alt="" /><br />
  <br />
 <img style="max-width: 400px; cursor: pointer;" onclick="window.open(this.src)"  src="http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-7/09-12-8-13103602.jpg" border="0" alt="" /><br />
  <br />
 <img style="max-width: 400px; cursor: pointer;" onclick="window.open(this.src)"  src="http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-7/09-12-8-13112905.jpg" border="0" alt="" /><br />
 </div></font> <font face="Tahoma"><br />
</font><br />
</font></div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.iecloob.com/forum36.html">سینمای ایران</category>
			<dc:creator>Mrs.ostooreh</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.iecloob.com/thread41057.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>گفتگو با رامبد جوان درباره سینمای كمدی، فرهنگ شوخی در ایران و «پسر آدم، دختر حوا»</title>
			<link>http://forum.iecloob.com/thread41055.html</link>
			<pubDate>Mon, 09 Aug 2010 07:11:44 GMT</pubDate>
			<description>تصویر: http://www.seemorgh.com/DesktopModules/iContent2/Files/69127.jpg  
            
            
*فیلم ساختن در ژانر...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><img style="max-width: 400px; cursor: pointer;" onclick="window.open(this.src)"  src="http://www.seemorgh.com/DesktopModules/iContent2/Files/69127.jpg" border="0" alt="" /><br />
           <br />
           <font face="Tahoma"><br />
<font color="#800000"><b>فیلم ساختن در ژانر لذت‌بخش كمدی- رمانتیك</b> <br />
</font>منطق  و استدلال مصاحبه با یکی از طنازترین افراد سینما و تلویزیون و همچنین  صحبت پیرامون یکی از شیرین‌ترین کمدی‌های سالهای اخیر این را حکم می‌کرد که  مصاحبه‌ای شیرین همراه با خنده‌های گاه و بی‌گاه داشته باشیم ولی افسوس که  این مصاحبه به دلیل مسائل رایج در سینمای ایران آن‌قدرها هم با خنده همراه  نبود. <b>رامبد جوان</b> شوخ طبع که در هر شرایطی (حتی دشوار  ترین موقعیت‌های زندگی) دست از شوخی و بیان لطیف مسائل بر نمی‌داشت، این  روزها به دلیل اتفاقات پشت صحنه سینمای ایران چندان سرحال و پر انرژی نیست.  <br />
</font><br />
 <font face="Tahoma">این روزها از جانب برخی از همکاران بنده یک مغلطه‌ای پیرامون فیلم متاخر شما صورت می‌گیرد. این دوستان در نوشته‌های خود<b> «پسر آدم، دختر حوا»</b> را یک کمدی آبرومند ارزیابی می‌کنند و می‌گویند در جامعه‌ای که <b>«افراطی ها»</b> و <b>«اخراجی‌ها»</b>  تمام پرده‌های سینما را پر کرده حضور فیلم شما غنیمتی بس بزرگ است. در  حالی که فیلم شما اصلا در گونه‌ای دیگر از سینما جای می‌گیرد. «پسر آدم،  دختر حوا» بیشتر یک کمدی – رمانتیك از نوع كمدی-رمانتیك‌های آمریکایی است  که در اصطلاح خودشان لایت کمدی ارزیابی می‌شود در حالی که «افراطی ها» و...  بیشتر وام دار تئاترهای لاله‌زاری دهه‌های 40 و 50 ایران هستند. البته این  به معنی بد بودن فیلم شما نیست. <font color="#800000">با این مقدمه می‌خواستم از علاقه خود به این نوع کمدی بگویید فیلم‌ها و سریال‌های شما عموما با همین نوع شیوه روایی پرداخت شده‌اند؟ <br />
</font>اصولا  کمدی ژانر مورد علاقه من است. کمدی ژانری است که به نسبت کارهایی که کردم  درصد بیشتری را به خود اختصاص می‌دهد. این‌که تو بتوانی شوخی خلق کنی و این  شوخی هوشمندانه و دارای یک اعتبار نزد تماشاگر خود باشد یعنی به واسطه آن  شوخی بخندد و از خندیدن به آن شوخی احساس توهین، خنگی و بی‌احترامی نکند.  حالا تمامی این نکات می‌تواند در روابط تمامی انسانها شکل بگیرد از یک زن و  شوهر تا دو همکار و هر آنچه که ما می‌توانیم متصور شویم امکان شوخی کردن  دارد و یک چیزی که من بسیار به آن معتقد هستم این است که در ایران متاسفانه  با وجود تولید زیاد آثار سینمایی و تلویزیونی نسبت به برخی از کشورها مردم  هنوز نسبت به شوخی‌ها حساسیت دارند. قشر‌های حرفه‌ای هنوز نسبت به شوخی‌ها  حساسیت دارند این شاید بیشتر از این منظر قابل ارزیابی باشد که هنوز ما  فکر می‌کنیم شوخی کردن خیلی کار مودبانه‌ای نیست ما بسیار این جمله را  شنیدیم که می‌گویند: <b>فلانی مگر من با تو شوخی دارم؟ یا مگه من پسر خاله‌تم که با من شوخی می‌کنی؟ </b></font><br />
 <font face="Tahoma"><font color="#800000"><br />
حتی آدم‌های عبوس در جامعه ما دارای یک نوع منزلت و جایگاه ویژه‌ای هستند؟</font> <br />
دقیقا.  گویی آن آدم خیلی خیلی دارای وجاهت و جایگاه است در حالی که اصلا به این  چیزها ربطی ندارد. اینها همگی از روحیه انسان‌ها نشات می‌گیرد. یک روحیه  شاد و باهوش از تمامی موقعیت‌هایش شادی و شوخی خلق می‌کند. این شوخی‌ها  می‌تواند یک سرگرمی ذهنی برای تمامی آدم‌ها باشد. شما فکر کنید آدمی که شوخ  طبع است و به نوعی شوخی‌ها را کشف می‌کند، در برخی موارد فقط این شوخی‌ها  را برای خود نگه می‌دارد. به نظر من این یک نوع لذت انسانی و فکری است.  این‌که شما فکر می‌کنید یک واقعه در نوع دیگر خود می‌تواند چگونه باشد.  شوخی می‌تواند نظم را بهم بزند. و این مسئله نشان می‌دهد که خالق شوخی روی  تمامی جنبه‌های یک موضوع چقدر اشراف دارد که می‌تواند آن جنبه‌ای که دیده  نمی‌شود را بکشد بیرون و با آن شوخی کند. اما همان‌گونه که گفته شد در  جامعه ما این‌گونه جا افتاده که شوخی کردن کار چندان مودبانه‌ای نیست. من  وقتی با شما شوخی می‌کنم دلیلش توهین کردن به شما نیست بلکه من دارم با  حضور شما یک شوخی جدید را خلق می‌کنم که به نظرم این مسئله به هوش نیاز  دارد. </font><br />
 <font face="Tahoma"><font color="#800000"><br />
شاید عدم یک نگاه استراتژیک به مقوله شوخی و طنز در سینما و تلویزیون سبب پیدایش این گارد در جامعه ایران شده؟</font> <br />
یک  دلیلش هم می‌تواند این باشد. شاید به خاطر این‌که ما هیچ وقت شوخی هایمان  را پرورش نمی‌دهیم و از آنجایی که ذات سینما همواره درباره كار گروهی صحیت  می‌كند و سینمای امروز ثابت کرده یک فیلم با مجموعه‌ای از نویسندگان طرف  است و همواره یک فیلمنامه توسط یک گروه نوشته می‌شود و همین گروه همدیگر را  پرورش و ارتقا می‌دهند. مثلا در ژانر کمدی افرادی هستند که تخصصشان فقط  نوشتن شوخی است و یا عده‌ای فقط طراحی قصه را بر عهده دارند و... خب  همان‌طور که گفتم ما در کشورمان با فقدان این موضوع روبه رو هستیم و یکی از  افرادی که این کار را انجام می‌دهد <b>پیمان قاسم خانی</b> و  تیم نویسندگانش است که به این نکته رسیده‌اند که شوخی چیز بسیار مهمی است و  می‌توان با شوخی چیز‌های مهمی را عنوان کرد به گونه‌ای که به آدم‌ها  برنخورد و حتی بعد از تماشای اثر به فکر هم فرو بروند. از زاویه دیگر ما به  دلیل اینکه شوخی‌هایمان را پرورش نمی‌دهیم و به خاطر اینکه از همان ابتدا  برای خود یک سری محدودیت ایجاد کردیم چه از جانب سیاستگذاران و چه خودمان،  نتیجه‌ای جز لوس شدن در بر ندارد و در برخی موارد تبدیل به بی‌ادبی می‌شود و  ناخوداگاه به خود می‌گوییم من نمی‌توانم با کسی شوخی کنم پس بهتر است به  سراغ یک آدم معمولی بروم ولی آن آدم معمولی هم انسان است. پس چرا باید یک  انسان توسط شوخی برخی افراد مورد تمسخر قرار بگیرد؟ چرا باید ضعف هایش جوری  به رخش کشیده شود که احساس عدم امنیت کند؟ پس همین شوخی‌ها کم کم تبدیل  می‌شوند به گستاخی و بی‌ادبی و در مجموع باعث می‌شود همان اتفاق اول یعنی  گارد گرفتن افراد نسبت به هر نوع شوخی را سبب می‌شود. </font><br />
 <font face="Tahoma"><font color="#800000"><br />
راه حل را چه می‌دانید؟</font> <br />
اول  این‌که فرهنگ خودمان را بالا ببریم یعنی اگر من دارم با سیاست شوخی می‌کنم  منظورم نفی کردن ذات سیاست نیست. از نظر من سیاست لازمه یک دولت، کشور و  فرد در شهرنشینی مدرن است. <br />
</font><br />
 <br />
 <font face="Tahoma"><font color="#800000">فکر نمی‌کنید این نوع برخورد ثمره جولان دهی افراد ناشایست در حیطه طنز است؟ از پیمان قاسم خانی مثال آوردید ایشان <b>«مرد هزار چهره»</b> را برای <b>مهران مدیری</b> نوشت که با همه اصناف مهم کشور شوخی می‌کرد اما کسی شکایتی نداشت و همه از پخش این سریال راضی بودند؟ <br />
</font>به نظر شما چرا نابلد‌ها امکان بروز در سینما و تلویزیون پیدا می‌کنند؟ <br />
</font><br />
 <font face="Tahoma"><font color="#800000">به نظر من بخشی از این مسئله ناشی از سرمایه‌گذاری روی این‌گونه آثار است. به هر حال پیمان قاسم خانی، <b>داریوش مهرجویی</b> و <b>ناصر تقوایی</b> که استعداد خود را در طنز نشان داده اند، نیروهای گرانتری نسبت به فلان کارگردان جوان و تازه کار هستند. <br />
</font>من  کمی ریشه‌ای‌تر به این ماجرا نگاه می‌کنم، ببینید تلویزیون خیلی موثر است  در فرهنگ سازی اجتماعی. همان کسانی که به تماشای تلویزیون می‌نشینند  می‌روند و فیلم‌های سینمایی را می‌بینند. گاهی اوقات سیاست بر این است که  تلویزیون شروع می‌کند به ساخت آثار طنز. هر شبکه چیزی حدود چهار تا پنج  برنامه طنز باید بسازد و در کل یک فصل باید چیزی حدود 15 کارساخته شود و از  آنجایی که ما 15 گروه که هیچ، 15 نویسنده درجه یک طنز هم نداریم موضوع  کمیت ارجح می‌شود به مقوله کیفیت. وقتی شما قرار است به این مقدار تولید  داشته باشید می‌روید به سراغ آدم‌های درجه دو، سه و حتی چهار نتیجه چنین  رویکردی بالا رفتن حجم تولیدات معمولی است </font><br />
 <font face="Tahoma"><font color="#800000"><br />
در  بین صحبت‌های خود عنوان کردید طنز قابلیت پرداخت به مسائل سیاسی را هم  دارد و این به منزله نفی سیاست نیست. شاید چنین دیدگاهی سبب پیدایش سکانس  راهپیمایی زنان جلوی شورای نگهبان در فیلم شماست؟</font> <br />
ما زمانی که  فیلم می‌سازیم دلمان می‌خواهد چیزهای را که دوست داریم به تصویر بکشیم  وگرنه زندگی معمولی و عادی که در جریان است. شما بعضی وقت‌ها فیلم می‌سازید  که بگویید دوست داشتم کشورم این شکلی بود. دوست داشتم دو انسان تا این مرز  بتوانند پیش بروند. چه ایرادی دارد آدم‌ها سرقانونی که برای آنها وضع شده  است و روی زندگی آنها تاثیر جدی می‌گذارد با قانون گذارشان ارتباط برقرار  کنند و با حضور اکثری مردم این قانون که برای ما وضع شده تغییر کند؟! زندگی  امروز مردم با رشد اجتماعی و فرهنگی گاهی اوقات این را به قانون گذاران  نشان می‌دهد که برخی از قوانین نیاز به تغییر دارند و نمی‌تواند یک چیز  ثابت باشد. <br />
</font><br />
 <font face="Tahoma"><font color="#800000"><br />
سوال اول مصاحبه بی‌جواب ماند. به ساخت کمدی – رمانتیك علاقه دارید؟</font> <br />
خیلی  زیاد! به نظرم ژانر بسیار لذت بخشی است و اصولا ژانر خوش کیفتی است و  می‌توان حرف‌های خوبی در آن زد، به خانواده و ارتباط آدم‌ها ربط دارد و در  نهایت خیلی هم امکان کمدی در آن وجود دارد و به نظرم اصلا مشکلی هم ندارد و  با همین لحن و بیان می‌توان کمدی‌های زیادی را خلق کرد. حتی وقتی با کمدی –  رمانتیك‌های آمریکایی و اروپایی رو‌به‌رو می‌شویم به خود می‌گوییم که ما  هم می‌توانستیم این فیلم را بسازیم ولی نساختیم. <br />
</font><br />
 <font face="Tahoma"><font color="#800000"><br />
برسیم  به «پسر آدم، دختر حوا». چیزی که هنگام تماشای فیلم من را اندکی آزار داد  حضور بی‌مورد برخی از کارکترها بود، واقعا هنوز نمی‌توانم دلیلی برای حضور  شخصیت<b> لیلا اوتادی</b> در فیلم پیدا کنم. <br />
</font>وجود  عناصر محرک و مخالف شخصیت اصلی خیلی به درام کمک می‌کند. مثلا وقتی دو آدم  در حال جدل با یکدیگر هستند و در آن پشت یک رابطه عاطفی در حال شکل‌گیری  باشد وقتی یک نفر به عنوان شخص سوم بیاد و شخصیت یک از وجود او احساس خطر  کند، می‌تواند خیلی در پیشبرد داستان موثر باشد. ما باز هم سکانس‌هایی برای  خانم اوتادی داشتیم ولی متاسفانه به دلیل حجیم بودن فیلمنامه در طول فیلم  تصمیم گرفتیم برخی از سکانس‌ها را حذف کنیم. یکی از سکانس‌هایی که حذف شد  مربوط به حضور خانم اوتادی بود که اگر بود شاید بیشتر کمک می‌کرد. <br />
</font><br />
 <br />
 <font face="Tahoma"><font color="#800000">البته اوتادی یكی از مثال‌ها بود. این اتفاق برای شخصیت مرحوم <b>کیومرث ملک مطیعی</b> هم می‌افتد و بجز یک سکانس لزومش در فیلمنامه احساس نمی‌شود.</font> <br />
وقتی  شما دو پرسوناژ اصلی دارید و درام روی شانه این شخصیت‌ها سوار است، فکر  می‌کنی نیاز است چند آدم کناری هم وجود داشته باشد که دنیا مختص این دو آدم  نباشد. مثل اینکه زندگی دیگری هم وجود دارد. مثلا شخصیت مرحوم ملک مطیعی  چند مورد استفاده دارد: یکی آن شوخی با دندان مصنوعی است، یکی قصه نردبان  است و دیگری آنجاست که آقای کمیلی در را بر روی خانم افشار قفل می‌کند و او  نمی‌تواند از اتاق خارج شود و شخصیت ملک مطیعی می‌آید و در را باز می‌کند.  شاید این نکته‌ای که می‌گویید دلیلش این باشد که ما باید کمتر به این  شخصیت می‌پرداختیم ولی از سوی دیگر اگر کمتر به ماجرای پیرمرد می‌پرداختیم  شاید این شخصیت زیاد جا نمی‌افتاد و برای مخاطب سوال ایجاد می‌شد که اصلا  این شخصیت کی است؟ </font><br />
 <font face="Tahoma"><font color="#800000"><br />
در  آثار شما همواره یک نوع تجربه‌گرایی در انتخاب بازیگران دیده می‌شود. از  حسن معجونی در سریال «مسافران» تا مانی حقیقی در «ورود آقایان ممنوع» و  البته حامد کمیلی در «پسر آدم، دختر حوا». فکر نمی‌کنید می‌توانستید برای  شخصیت مینا بازیگر متفاوت تری را انتخاب کنید. به هرحال <b>مهناز افشار</b> به دلیل حضور در آثاری چون «آتش بس» و «کلاغ پر»کمی شمایل تکراری از خود بروز می‌دهد؟ <br />
</font>به نظر شما چه بازیگرانی قابلیت ایفای این نقش را داشتند؟ <br />
</font><br />
 <font face="Tahoma"><font color="#800000"><br />
ترانه علیدوستی و تا حدودی مریلا زارعی... <br />
</font>من  خودم از انتخاب مهناز افشار بسیار راضی هستم. خانم افشار آن‌قدر در طول  فیلم به کارگردانش کمک می‌کند و آن‌قدر باهوش است که کارگردان با او در حین  کار احساس امنیت می‌کند. <br />
</font><br />
 <font face="Tahoma"><font color="#800000"><br />
خب این تجربه‌گرایی در کمیلی هم وجود دارد. آنجا نگران نشدید؟</font> <br />
ما با حامد کلی تمرین کردیم و به یقین رسیدم که می‌تواند از پس این نقش بربیاید. <br />
</font><br />
 <font face="Tahoma"><font color="#800000"><br />
کمیلی چند سکانس معرکه در این فیلم دارد، مثل غافلگیری پشت در.</font> <br />
کمیلی خیلی بازیگر خوبی است و برای کار خود بسیار انرژی می‌گذارد. <br />
</font><br />
 <font face="Tahoma"><font color="#800000"><br />
و سخن آخر؟</font> <br />
امیدوارم فقط فیلم خوب بفروشد. </font></div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.iecloob.com/forum36.html">سینمای ایران</category>
			<dc:creator>Mrs.ostooreh</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.iecloob.com/thread41055.html</guid>
		</item>
	</channel>
</rss>
